ملا خليل بن غازي القزويني
467
صافى در شرح كافى (فارسى)
عَلى در دوم نيز بنائيّه است و مراد ، حكايت قول يا فعل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است . يعنى : روايت است از منصور بن حازم گفت كه : گفتم امام جعفر صادق عليه السلام را كه : چه وجه دارد اين كه مىپرسم تو را از مسألهاى ، پس جواب مىگويى مرا در آن مسئله به جوابى ، بعد از آن مىآيد نزد تو غير من ، پس جواب مىگويى او را در همان مسئله به جوابى ديگر كه منافى جوابى است كه به من گفتى ؟ پس امام گفت كه : به درستى كه ما جانشينان پيغمبر ، جواب مىگوييم اين مردمان را بنا بر زياده و نقصان . راوى گفت كه : گفتم كه : پس بنا بر اين كه پيغمبر ، زياد و كم نگفته ، خبر ده مرا از اصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه به عدد تواتر رسيدهاند ، راست گفتهاند بر محمّد در لفظ حديثى كه از او نقل كردهاند يا دروغ گفتهاند ؟ گفت كه : دروغ نگفتهاند ؛ بلكه راست گفتهاند . راوى گفت كه : گفتم كه : پس بنا بر اين كه در حديث پيغمبر ، تقيّه نمىباشد ، چه وجه دارد كه اختلاف كردهاند در نقل حديثهاى پيغمبر و هر دو طرف به عدد تواترند ؟ گفت كه : آيا نمىدانى كه مردى مىآمد نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، پس مىپرسيد او را از مسئله ، پس جواب مىگفت او را در آن مسئله به جوابى ، بعد از آن مىآمد از جانب اللَّه تعالى نسبت به زمان بعد از آن جواب ، حكمى تازه كه نسخ مىكرد آن جواب اوّل را ؟ پس سبب آن اختلاف ، تقيّه نيست ؛ بلكه نسخ كرده احاديث پيغمبر ، بعضِ آن ، بعض ديگر را . [ حديث ] چهارم اصل : [ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ ، عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ ] عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ، قَالَ : قَالَ لِي : « يَا زِيَادُ ، مَا تَقُولُ لَوْ أَفْتَيْنَا رَجُلًا مِمَّنْ يَتَوَلَّانَا بِشَيْءٍ مِنَ التَّقِيَّةِ ؟ » قَالَ : قُلْتُ لَهُ : أَنْتَ أَعْلَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ ، قَالَ : « إِنْ أَخَذَ بِهِ ، فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَعْظَمُ أَجْراً » . شرح : روايت است از ابو عبيده ( كه نامش زياد بود ) از امام محمّد باقر عليه السلام گفت كه : گفت مرا كه : اى زياد ! چه مىگويى اگر فتوا دهيم ما جانشينان پيغمبر ، مردى را از